امیرصدراامیرصدرا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 13 روز سن داره

امیرصدرا گرمای زندگی ما

اولین ماهگردت مبارک عزیزدلم

1393/3/20 19:47
نویسنده : فاطیما
163 بازدید
اشتراک گذاری

سلام امیرصدرای خوشگل من

الهی فدات بشم که 1 ماهه پیش مایی و خونمون رو گرم تر از قبل کردی، نمیدونی چقدر شیرینی مامانی، نمیدونی چقدررر عاشقتم پسرم

اونقدر آروم و مظلومی که حد نداره، فقط وقتی گرسنه باشی یه کوچولو گریه میکنی، الهی قربونت برم

وقتی میخوابی دستات رو بالا میگیری، هر چی میاریم پایین دوباره میبری بالا خندونک

وقتی گرسنه هستی اولش لبات رو غنچه میکنی، اونقدر بامزه میشی آدم دلش میخواد قورتت بده، بعدش زبونتو میاری بیرون و اینور و اونور میکنی، بعد همه این علائم تازه یه کوچولو گریه میکنی فدات شم بوس

شبا هم اکثرا خوب میخوابی، فقط گاهی اوقات تند تند بیدار میشی، که اون هم دلیل داره، ما چون تازه کاریم طول میکشه تا دلیلش رو بفهمیم پسرم، شما به بزرگواری خودت ببخش چشمک

راستش توی این مدت من زیاد اذیت نشدم، حدود 10 روز مامان جون و مامانبزرگ پیشمون بودن، بعدش مامانبزرگ رفت و مامان جون خونمون بود، روز 23 ام هم دایی جون اومد خونمون و همگی با هم اومدیم خونه باباجون اینا. بابایی هم 2 هفته مرخصی تولد فرزند داشت و اون مدت رو پیشم بود، بعدش مجبور شد بره اهواز، کم مونده که ایشالا انتقالیش جور بشه، من از شما فرشته کوچولو خواستم تا از خدا بخوای انتقالی بابایی جور بشه ایشالا، وقتی میره خیلی ناراحته و دلش تنگ میشه

اینم چندتا عکس از 1 ماه اول زندگی، ایشالا 120 ساله بشی عزیــــــــــــزم

توی بیمارستان

دو روزگی عشقم

نگاه چه ناز خوابیدی مامانی

وقتی برای اولین بار توی 28 روزگی ناخنای پسرمو گرفتم

 

 

پسندها (1)

نظرات (2)

الناز
15 خرداد 93 20:08
سلام دوست عزيز! وبلاگ خيلي زيبايي داري! لطفا به منم سر بزن! و برام نظر بذار که بدونم اومدي! منتظرما! ----------
sima
19 خرداد 93 12:24
چقدر قشنگ نوشتی و چقدر خوشحالم که نی نیت آرومه مرسی عزیزم